- اخبار حزب
- بازدید: 1233
پژوهشگر مسائل اقتصادی: تعادل قدرت، یکی از عوامل مهم کاهش فساد است
خراسان رضوی- سایت کارگزاران: دهمین جلسه از سلسله جلسات دیالوگ شامگاه پنجشنبه تحت عنوان «بلای جان اقتصاد» به همت کانون جوانان حزب کارگزاران سازندگی خراسان رضوی در محل دفتر مرکزی حزب استان در مشهد، برگزار شد. در این نشست که هدف از آن گفت وگویی پیرامون گلوگاه فساد و موانع توسعه و برابری اقتصادی بود؛ جمعی از اعضای حزب، فعالان سیاسی مشهد و علاقهمندان به مسائل اقتصادی حاضر شدند.
در همین راستا حسین رجبپور، کارشناس و پژوهشگر مسائل اقتصادی، در مقدمه با اشاره به انتخابات اخیر ریاستجمهوری و نقش بحث فساد در آن، گفت: انتخاباتی که ما در خرداد امسال پشت سر گذاشتیم در یک نگاه مجموعهای از افشاگریها بود و این چیزی بود که شما در صحنۀ رسانه میدیدید. افشاگریهایی که مداوم علیه یکدیگر انجام میشد و تنها بحث مهم راجع به فساد بود و دو طرف یا طرفهای درگیر مناظره مدام اتهاماتی را علیه هم مطرح میکردند. بنابراین فساد در شرایط کنونی و در سپهر سیاسی امروز ایران، موجودیت مشخصی دارد.
او درباره مسائل پیرامون پوپولیسم و جایگاه آن در فساد، این چنین ادامه داد: یکی از ویژگیهای پوپولیسم این است که پوپولیستها در واقع ضد ساختار سیاسی هستند. یکی از بحثهایی که پوپولیستها مطرح میکنند این است که نیروهایی که درون عرصۀ رسمی سیاست در حال فعالیت هستند درگیر فساد و تبانیاند و ما بیرون از این ساختار قرار داریم. برای همین هم پوپولیسم هیچگاه یک ایدئولوژی سیاسی ساختاریافته نبوده، بلکه ضد سازمانیافتگی است. آن چه که وجه ممیزۀ اصلی پوپولیسم است بحث ضد ساختار سیاسی بودن آن است. وجه مشخصۀ احمدینژاد در سال ۸۴، نقدهای بنیادینی بود که به 16 سال گذشته وارد میکرد. در حالی که دولت اصلاحات و دولت سازندگی به نوعی ضد هم تلقی میشدند! اما آنها میگفتند که کل فعالان سیاسی که در آن دورهها کار میکردند، درگیر یک سری تبانیها بودهاند. بنابراین اگر بخواهیم شروع بحث بکنیم، مقدمۀ اول این است که فساد بیشتر از این که بلای اقتصاد باشد، بلای سیاست است.
این پژوهشگر اقتصادی در ادامه با اشاره به نقدهای موجود در زمینۀ نقش دولت در فساد، افزود: اینکه فساد به دلیل مداخلۀ دولت است، نقد دقیقی نیست. در مداخلۀ دولت و در فعالیتهای آن فساد هست؛ اما فساد فقط مربوط به دولت نیست. برای مثال زیرمیزی که پزشک دریافت میکند هم شعبهای از فساد است. اینکه فساد به دلیل دستمزد پایین کارمندان دولت است نیز دلیل اصلی نیست و تقلیل بحث است. تعریف دقیقتر فساد این است که «فساد سوء استفاده از قدرت در راستای نفع شخصی است». بنابراین یک وجه فساد همیشه در سیاست است؛ زیرا با مفهوم قدرت سروکار دارد.
از جمله گزارههای تقلیلگرا در نگاه به فساد است این است که همۀ فسادها ناشی از مداخلۀ دولت است؛ پس باید دولت کوچک شود. در حالیکه در فرآیند کوچک کردن دولت بزرگترین فسادها اتفاق میافتد. وقتی فرآیندهای دموکراسی افزایش مییابد، گروههای پایین -که دسترسی کمتری به خدمات اجتماعی دارند و اکثریت نیز هستند- تمایل به سیاستهای توزیعی دارند و دولت را بزرگ میکنند. سازوکاری معیوب است که مشارکت را زیاد میکنیم تا دولت کوچک شود؛ چراکه در واقع در این حالت دولت بزرگ میشود.
در ایران دولتی داریم که وابستگی شدید به منابع نفتی دارد. وجود این منبع درآمد باعث کشمکش توزیعی میشود و این کشکمش، در دولت و در بخش خصوصی تولید تنش میکند. این تنش در فرآیندهای بودجهریزی دولت خود را به شدت نشان میدهد. گلوگاههای فساد در اینجا دیده میشود.
در دولت اول احمدی نژاد دیده میشود که علیرغم افزایش درآمدهای نفتی؛ اما کسری بودجه نیز افزایش مییابد. درآمد نفتی بالا در آن سالها میتواند به صورت کلان و فارغ از افراد، سطح فساد را نشان دهد. احتمالاً فسادهای بیشتری رخ داده، چون با درآمدهای بالا کسری بودجه نیز زیاد شده است (در حالی که باید عکس آن رخ میداد؛ زیرا دولت درآمد بیشتری در اختیار داشت). این همان اثر منابع را در کشکمش توزیع نشان میدهد.
فساد در اقتصاد سیاسی، تابعی از وضعیت نظم سیاسی است. هر قدر فضای سیاسی به سمت بستهتر شدن میرود و از طرفی دیگر درآمدهای دولت افزایش مییابد، سطح بیشتری از فساد را در ایران میتوانیم شاهد باشیم. بزرگترین سطوح فساد را در دورهای داریم که به دورۀ حاکمیت یکدست معروف است؛ زیرا جناحهای مختلف انگیزۀ کمتری برای نظارت بر همدیگر دارند. در نظم سیاسی کنونی ایران هرچقدر دموکراسی از طریق شفافیت تقویت شود، سطح فساد کاهش پیدا میکند.
رجبپور در زمینۀ رابطۀ توسعه و فساد، گفت: برخی تئوریهای توسعه میگویند فساد در یک ساخت توسعهیافته که همه چیز درهم است و تعیّن نقشها وجود ندارد؛ باعث روغنکاری چرخهای توسعه میشود. در مدیریتهای کلان معمولاً یک سری مقاومتهایی در برابر تصمیمگیریها میشود. در یک ساخت توسعهنیافته که مقاومتها از مسائل قانونی به مسائل فراقانونی تسری پیدا میکند؛ مدیر مجبور است در شرایطی از اختیاراتش استفاده کند و سطحی از فساد رخ میدهد. مدیران در ساختار توسعهنیافته همیشه در مقابل این مسائل هستند. بنابراین در تصمیمگیریهای بزرگ و در فرآیند توسعه همواره سطحی از فساد هست. بر این اساس است که برخی میگویند سطحی از فساد را در ساخت توسعهنیافته باید قابل پذیرش بدانیم؛ زیرا در غیر این صورت چرخهای توسعه معیوب میشود .این نگاهی است که از منظر کارکردی به فساد میشود که در سطح کلان نمیتوان با همۀ فسادها برخورد کرد و سعی در کاهش آنها داشت. در حالیکه از منظر قانونی باید با همه نوع فساد برخورد شود.
در همۀ کشورهای در حال توسعه سطحی از فساد را میبینیم. در اقتصاد ایران به دلیل ساختار اقتصادی آن، ما با رویههای ساختاری تولید فساد روبهرو هستیم. در این رویهها یکی از عوامل مهم کاهش فساد، اصطلاحاً تعادل قدرت یا ایجاد موازنۀ بهتر در سطح سیاسی است؛ چرا که نامتعادل بودن قدرت، دسترسی گروههای قدرتمند را به منابع مالی تشدید میکند و فساد را افزایش میدهد.
او در بخش دیگری از صحبتهایش و در پاسخ به ارائۀ نظر یکی از حاضران، دو رویکرد را در حوزۀ فساد مطرح کرد و بیان داشت: میتوانیم به فرد نگاه کرده و روانشناسی افراد را برای فساد مدنظر قرار دهیم یا به ساختار توجه کنیم و فساد را برآمده از موقعیت ببینیم. ساختاری که مدیران کلانش میتوانند برای منافع شخصی افرادی که شایستگی لازم را ندارند؛ در سمتهای مختلف قرار دهند. کسی که شایستگی لازم را ندارد مرعوب بالادستی است و زمینۀ فساد را فراهم میکند. این شخص در واقع ابزار دست موقعیت ساختاری قرار میگیرد. بنابراین برای مبارزه با این نوع فساد، باید مدیران کلان عوض شوند یا قدرت آن تعدیل شود.
از طرف دیگر عدم تعادلهای قدرت به صورت ساختاری فساد را در ایران تشدید میکند. افراد درون موقعیت ساختاری کنش انجام میدهند. باید به موقعیت ساختار توجه کنیم تا کنش فرد را تشخیص دهیم.